قلبهای کوچک غمگین
دختران افسرده، معمولا گرایش به گوشهگیری دارند در حالی كه در پسران افسردگی به صورت بیشفعالی، بیقراری، برانگیختگی و پرخاشگری خود را نشان میدهد. افسردگی كودكان در سنین مدرسه با تحریكپذیری، مجادلهجویی و در نوجوانان با احساس گناه و ناامیدی همراه است.
برخی از كودكان افسرده فریاد میزنند، جیغ میكشند، بد زبان میشوند و ممكن است با خشم و قهر كج خلق شوند. این بچهها وقتی در خانه هستند، با والدین خود جر و بحث میكنند، با برادران و خواهرانشان میجنگند یا تبدیل به موجودی میشوند كه در خانه هیچ كاری انجام نمیدهند. آنان سعی میكنند از كارهایی مانند انجام تكالیف مدرسه و كارهای خانه كه موجب افزایش برانگیختگی خشمشان میشود، دوری كنند.
برای دانشآموزان افسرده متمركز شدن بر چیزهایی كه مستلزم تلاش ذهنی مداومند، دشوار است. این عدم تمركز ممكن است به كسب نمرههای پایین در مدرسه بینجامد.
آنان معمولا حضور در مدرسه را دشوار میدانند و نسبت به رفتن به آنجا اكراه دارند. آنها از اضطرابی رنج میبرند كه ریشه در افسردگیشان دارد. برای مثال صبحها كه میخواهند به مدرسه بروند نشانههای جسمانی این اضطراب را در خود احساس میكنند، نشانههایی كه به مرور و با گذشت زمان در طول روز فروكش میكند. این نشانهها ممكن است شامل احساس تهوع، دردهای معده، خستگی و ضعف باشد. آنها تصنعی یا خیالی نیستند، بلكه علائم واقعی اضطرابند. ممكن است فكر حضور در مدرسه برخی از این دانشآموزان را وحشتزده كند، وحشتی كه آنها قادر به توضیحش نیستند. آنان به علت نداشتن تمركز و تسلط نداشتن بر امور شخصی، در انجام تكالیف درسی خود موفق نیستند. ممكن است برخی از آنان نیز علاقه خود را به درس از دست داده و بیتفاوت به نظر بیایند. این حالت باعث میشود كه آنان در مدرسه با دردسرهایی مواجه شوند و حضور در مدرسه برای آنان غیرقابل تحمل شود.
زنگ خطر افسردگی دانشآموزان
معمولا نشانههای افسردگی در دانشآموزان عبارتند از:
مشكلات جسمانی مداوم و بدون دلیل:
مانند ابراز شكایت از دلدرد، سردرد و تهوع.
كاهش یا افزایش چشمگیر وزن:
تحقیقات نشان داده است كودكان افسرده حدود 5 كیلو از كودكان غیرافسرده سبكتر هستند. افزایش وزن چشمگیر نیز میتواند به افسردگی كودكان مربوط باشد هرچند معمول نیست.
ابراز اندوه یا ناامیدی:
به طور مداوم، ابراز اندوه و ناامیدی كردن به صورت كلامی مانند این كه «هیچ وقت نمیتوانم كاری را درست انجام بدهم.» یا «دیگر هیچ وقت خوشحال نخواهم بود.»
عزت نفس پایین:
احتمال افسرده شدن كودكانی كه عزت نفس پایینی دارند، بیشتر است. معمولا كودكان افسرده میگویند «من احمق هستم» یا «من همكلاسیهایم را دوست دارم، اما آنها مرا دوست ندارند.»
نگرانی مداوم و بیش از اندازه:
همه كودكان گهگاهی نگران میشوند، اما زمانی كه این نگرانی و اضطراب زندگی آنها را مختل كند و بر نمرهها و لذت بردنشان تاثیر بگذارد، میتواند نشاندهنده افسردگی باشد.
تغییر الگوی خواب:
برخی كودكان افسرده، دچار اختلالاتی در خوابشان میشوند. برای مثال نیمههای شب بیدار شده و نمیتوانند دوباره بخوابند، عدهای دیگر نیز بیشتر صبحها بیش از اندازه میخوابند و در طول روز چند بار چرت میزنند.
انرژی كاهشیافته یا خستگی:
كودكان افسرده معمولا خسته به نظر میرسند، خیلی آهسته حركت میكنند و صبحها به زور از خواب بیدار میشوند.
رفتارهای خصمانه یا پرخاشگری تحریك:
كودكان به طور طبیعی تندخو نیستند، نزاع بیش از اندازه و بیدلیل با دوستان و همكلاسیها، درگیر شدن مداوم با پدر و مادر، انجام ندادن وظایف مقرر و آزار حیوانات از علائم افسردگی كودكان است.
بیمیلی نسبت به مدرسه رفتن:
انجام این كار برای یكبار مهم نیست، اما تكرار آن به صورت یك الگو میتواند علامتی هشداردهنده باشد.
افت تحصیلی:
نمرههای تحصیلی یك كودك افسرده كه ممكن است دچار افت ناگهانی شود یا بتدریج طی یك دوره چند ماهه كاهش یابد.
تمایل اندك به بازی با همسالان:
كودكی كه از دوستان خود كنارهگیری میكند و دوست جدیدی هم پیدا نمیكند، ممكن است افسرده باشد.
مهارتهای مراودهای ضعیف:
بسیاری از كودكان افسرده تمایل دارند كه با لحن آرام و یكنواخت و غیرمعمولی صحبت كنند. معمولا آنها با یك یا دو كلمه پاسخ شما را میدهند.
فكر كردن درباره فرار از خانه یا تلاش مكرر برای انجام آن:
چنین افكار یا اعمالی، ناخشنودی یا ناكامی شدید را آشكار میسازد و به خواست كودك برای فرار از مشكلاتی كه آنها را مغلوب كنند، مرتبط است.
افكار بیمارگونه یا تمایل به خودكشی:
كودكانی كه به آسیب رساندن به خود میاندیشند، درباره مرگ و مردن رویاهایی در سر دارند، یا در نقاشیها یا داستانهای خود موضوع مرگ را مكرر آشكار میسازند، معمولا افسرده هستند.
نقش معلمان و مسئولان مدرسه
دانشآموزان افسرده معمولا فرزندان خانوادههای پرتنش هستند، در نتیجه هر آنچه معلمان بتوانند علاوه بر دانشآموزان برای خانوادههای آنان نیز انجام دهند، میتواند كمككننده باشد. زمانی كه حضور دانشآموز در مدرسه به دلیل بیماریهای فیزیكی كم میشود و این در حالی است كه هیچ علامت فیزیكی ظاهری وجود ندارد یا با دیدن علائمی مانند تمركز ضعیف دانشآموز، بیحالی، خستگی، كمبود انرژی و انگیزه محدود، بیاشتهایی، ناتوانی در تصمیمگیری، ارتباط ضعیف با همكلاسیها، ضعف یادگیری؛ معلمان با آگاهی از این علائم میتوانند متوجه مشكل دانشآموز شوند.
شركت در فعالیتها میتواند به دانشآموزان افسرده احساس هدفمند بودن بدهد. معلمان در تشویق این روال از جایگاه خوبی برخوردارند. برای دانشآموز افسرده مشغول بودن به فكرهای منفی میتواند مانعی در برابر یادگیری باشد. این دانشآموزان باید مرتب تشویق شوند.
همچنین معلمان میتوانند برای كمك به این دانشآموزان، به آنها مسئولیت بسپارند.
چنانچه مسئولان مدرسه بویژه معلم كلاس آشنایی و آگاهی كامل از اثرات هر یك از عوامل ذكر شده بر دانشآموز و روشهای مناسب هدایت فعالیتهای آموزشی در جهت تامین نیازهای عاطفی و اجتماعی او را نداشته و بموقع از وی حمایت نكنند، چهبسا تنشها و فشارهای وارد شده بر دانشآموز اثرات منفی و درازمدتی بر وی باقی بگذارد.
از دیگر وظایف مدرسه در پیشگیری از افسردگی دانشآموزان، تجهیز آنان به كسب مهارتهایی برای تعارضهای شخصی و بینفردی و ارائه واكنشهای موثر در اوضاع دشوار زندگی است. تقویت مهارتهای اساسی ارتباطی دانشآموزان بخصوص توانایی گوش دادن، ابراز همدردی، رشد خودباوری و اعتماد به نفس، علاوه بر این كه باعث میشود آنان در شرایط دشوار مانند خشونت، زورگویی و... تجهیز شوند، موجب میشود دانشآموزان با استفاده از این مهارتهای آموخته شده آماده شوند تا در آینده در محیط وسیع اجتماعی نقش خود را بخوبی ایفا كنند.
والدین چگونه رفتار كنند؟
ـ با رفتارتان به فرزند خود كمك كنید نه با كلمات: به جای غر زدن به آرامی به آنان دلگرمی دهید. با آنها برای قدم زدن یا شنا كردن بیرون بروید. این فرصت خوبی است كه در كنار هم باشید.
ـاز ایجاد احساس گناه و سرزنش در فرزندتان اجتناب كنید. انرژی ارزشمند خود را روی احساس گناه و جر و بحث روی علت افسردگی صرف نكنید.
ـ نسبت به احساسات و ادراك فرزند خود حساس باشید یا اگر هر بار كه فرزندتان از مشكل خود سخن میگوید، پاسخی سریع و كوتاه ارائه كنید یا بدتر از آن، آنان را سرزنش كنید، راه را بر بحثهای بعدی بستهاید.
ـ بگذارید نوجوانها، نوجوان بمانند: نوجوانان نیز مانند بزرگسالان نیازمند برخورداری از توازنی سالم در زندگی خود هستند. اگر برنامهآنان را بیش از حد پر كنید، تحت فشار قرار میگیرند و در مقابل افسردگی آسیبپذیرتر میشوند.
ـ رفتار كودك را از خود كودك جدا كنید، مثلا زمانی كه فرزندتان بكرات كاری میكند كه شما را ناراحت میكند، به او بفهمانید كه خودش خوب است اما لازم است رفتارش را عوض كند؛ اگر از وی بشدت انتقاد كنید وی آسانتر افسرده میشود.
ـ در مدرسه از فرزند خود دفاع كنید و با متخصصان بهداشت روانی در این زمینه صحبت كنید.
ـ افسردگی كودكان و نوجوانان گاه نشان از یك مشكل خانوادگی حل نشده مانند اختلافات زناشویی دارد و توجه به این نكته باید برای بهبود افسردگی فرزندتان مورد بررسی قرار گیرد.
ـ سعی كنید اطلاعات بیشتری به دست آورید. از افراد متخصص (روانپزشكان، روانشناسان، مشاوران) درباره افسردگی كودكتان، علل آن و نحوه درمان سوال كنید.
ـ محیط عاطفی قابل اطمینان و حمایتگری را به وجود آورید.
ـ در مرحله درمان، صبور باشید و از پیشرفتهای جزئی شاد شوید.
این وبلاگ به منظور اطلاع رسانی و تعامل هرچه بیشتربا دانش آموزان عزیزم و دبیران محترم شیمی طراحی گردیده است .